Saturday, January 04, 2003

كارتون شماره 3 .................................. يوري كوزوبوكين لط�ا� درك و برداشت خود را از اين كاريكاتور به صورت مختصر و م�يد بيان كنيد . پيشاپيش از اظهار نظر شما در اين خصوص ممنونم . 1 ــ 2 ــ براي تعادل و كروي بودن عقلانيت محض لازم است ولي شرط كا�ي نيست . گاه نگار 3 ــ روشن كردن ا�كار جامعه. ولي بنظر من بايد از ابزار ظري� تري است�اده كرد . مهران 4 ــ هر كسي از ظن خود شد يار من.... ا�شين 5 ــ از هر كس بايد به اندازه كمالاتش انتظار داشت . هميشه اين نيست كه دو ن�ر در شرايطي يكسان خلاقيت و برداشت نزديك به هم داشته باشند ، بسته به سطح �كر و انديشه و شرايط ديگه هر كس اثري برجا ميگذاره . درويش 6 ــ رشد و تکامل بشر و گستردگي جوامع بشري در عين بستگي و خشکي ذهني و �رهنگي . از بالاي ديوار 7 ــ انسان موجوديست مركب از عقل و شهوت ، انسان معتدل انسانيست كه بر روي هر دوي اينها كار كند ، روي عقل در جهت رشد و روي غريزه در جهت كنترل سارا پري 8 ــ ايکاش مجسمه ساز بالايي سرعت عمل بيشتري داشت . ما كه رنديم و گدا 9 ــ ال� ) من به �كر رهائي آن كساني مي ا�تم كه در حال رها كردن ديگري هستند ب) رهائي انسان امري دروني است، و نه كنار نهادن رويه ظاهري آن . ديدن 10 ــ و تعقل هم بنا شد ، بر پايه اي از جسميت . k 11 ــ ال� ) اگر �رض كنيم ، �رد بالايي عاقل مرد و پائيني خردسال باشد : در اين صورت ت�اوت نسل قديم با جديد مد نظر مي باشد ، يعني نسل پيش در پي تراش عقل و نسل �علي در خوش تراشي پائين تنه است . ب) اگر �رض كنيم ، �رد بالائي و پائيني يكسان باشند : A مي توان گ�ت كار بالائي سختر و دشوارتر است . چرا كه او درد خطوط مغز را تراش مي دهد آن هم در ارت�اع و خطر ا�تادن ، ولي پائيني در شرايط راحت و پا بر روي زمين و خطوط و انحناها و كش و قوسها را تراش مي دهد . B بالايي سر به ا�ق دارد و مردم را از بالا مي بيند در ضمن كار ولي پائيني سر به پائين دارد و مشغول كار خودش است . C هر دو يك سنگ را تراش مي دهند پس آن دو تن برروي يك پيكر كار مي كنند . ولي بالايي همتش را بر عقل و مغز گذاشته ، دومي سعي بر ظرا�تهاي پائين تنه دارد . ناز قلم 12 ــ ال� ) عده اي مغزشان را پروش مي دهند و عده اي شکم شان را ب ( راستش هرچي �کر مي کنم به جايي نمي رسم. آخر پايين کارتون شبيه ماتحت آدم است. نمي دانم چي بگم ، ببخشيد. شايد هم چون روبراه نيستم �کرم کار نمي کند و شبيه همان بخش پايين عمل مي کند ج ) برخي از زندگي، آن خردورزي و انديشه زيبايي آنرا مي بينند و برخي تنها زشتي ها و پليدي هاي اين جهان را. برخي معنوي و برخي مادي . د ( اگر آن سنگ را کره زمين �رض کنيم، اينگونه مي شود برداشت کرد که مردم شمال (غربي و ثروتمند از تکنولوژي) روي خردورزي و پيشر�ت بدان سوي گام بر مي دارند و مردم جنوب يا همان جهان سومي ها که ما هم جزو آنها هستيم تو همان شکم سير کردن و مشکل ميان تنه و لايه هاي پايين انديشه گير کرده اندآسمانهاي تاريك 13 ــ ال� ) تلاش براي تکامل عقل ب ( وبه گ�ته حضرت علي :وقتي عقل کامل شد سخن کمتر مي شود . شيندخت 14 ــ نوعي پوست از كله كندن است ( چه در معني ل�ظي و چه در معني باطني ) . دل تنها 15 ــ كاش اين دو هر دو با هم پيش مي ر�تند ، ظاهرا� سرعت بالايي بيشتر ، اما قدرت پائيني اكثرا� غالب . يه دنيا حر� 16 ــ چرا هميشه اون كه پائين دست هست كار رو خراب مي كنه ولي اون كه بالا دست هست كارش رو درست انجام ميده . آقاي خودم 17 ــ ال� ( مي خواد دوجنبه وجود يك آدم رو نشون بده كه يكي شهوت و شكم پرست و ديگري هم منطق . ب ( هر دوي اينها سر و ته يك كرباسند يعني از يك سنگ تراش خورده اند ، هيچ پوخي نيستند . زنده به گور 18 ــ منظور مخ تيليت كردنه ... پسر تنها 19 ــ پيشر�ت تمدن امروزي بشر نتيجه تلاش موشکا�انه انسان است. انساني که با ايجاد تعادل در شهوت و درايت و عقل به خواستهاي ذهنش جامه عمل بپو شانه . سمندر 20 ــ نظر من يكي اينه + . سيزدهمين كتوني باز تهران 21 ــ من که خوب ن�هميدم اين چي بود. بالاش که مثل مغز گردو بود. پايينش هم ن�هميدم چي بود. واسه همين نظري ندارم. اين هم واسه خودش نظري ست . آزاده سپهري 22 ــ من از انديشه سازان خوشم مي آيد.از آنان كه �ضولات ذهني ديگران را با مشقت و تحمل و تامل مي تراشند و در اين راه ممكن است آلوده هر حر� و سخن ناروايي شوند و يا دچارنارواييهاي روحي و بدني..اما ازانديشه هاي حك شده هم ميترسم.انديشه هاي حك شده دچارجمود و خمول مي شوند و در نهايت به �ضولات انديشه اي تبديل ميشوند . كوچه رند 23 ــ انسان آميخته‌ي � روز و شب است، از آميزش � زمين و آسمان، و خورشيد و خاك و اين نه يعني اهورا و اهرمن كاش آن دو �رشته به اندازه پيش روند تا انسان درآيد، نه هيولا گمان نمي‌كنم كار � �رشته‌ي � پاييني آسان‌تر باشد يا كوتاه‌تر؛ درآوردن � نرما و نازكي از سنگ و خاك بسيار دشوارتر است تا سختي و سكون گمان نكنم ندانند در جايي كه كارشان به هم مي‌رسد چگونه ‌ْپيوندي درآورند. آيا «كوزوبوكين» به آن‌ها گ�ته؟ آيا اصلا � خود مي‌داند؟ Le Silence De La Mer 24 ــ ص�ر و يك . خاطرات 25 ــ بالا ر�تيم مغز بود ، پايين اومديم کون بود ، وسطش هم هنوز معلوم نبود . هوشنگ و يادداشتهايش 26 ــ اين کاريکاتورآيينه تمام نماي وبلاگهاي ماست بعضي ها بامنطق و هنر ن�ر پائيني دوست دارند به محبوبيت برسند و بعضي ها با هنر و منطق ن�ر بالايي دوست دارند به مقبوليت برسند . عبدي 27 ــ داستان بي پايان زندگي انسانها را به تصوير کشيده است. انسانهايي کوچک با ابزارهايي يکسان که هر کدام با توجه به ذهنيت و ديد �کري خود براي خلق زيبايي ها تلاش مي کنند . يادداشتهاي يك هكر 28 ــ خيلي طول ميكشه تا انسان مغزش يا شخصيتش شكل بگيره و اينكه هر قدمي در زندگي ما كمك مي كنه به اين شكل گر�تن . و همه چيزي كه ياد مي گيريم مثل اين كه تو�كر ما حك ميشه و وقتي اين طرز نگاه كردن و �كر كردن به طور كامل رو مغز آدم شكل ميگيره ، ديگه نميشه به راحتي تغيرش داد . چه بد باشه چه خوب ، چه درست باشه و چه غلط .. مهر ماه 29 ــ بعضي ها آنقدر هنرمند و داراي خلاقيت هستند كه مي توانند يك سنگ را به يك نماد از انسان كه ارزشمندترين مخلوق است تبديل كنند . اما نكته در اين اين كه انسانها هيچكدام يكسان نيستند و اگر قرار باشه چيزي رو بسازن ، بر اساس طرز �كر و آرمانهاي خودشون مي سازند . در كل خيلي خوب شد كه خلاقيت جهان به انسان واگذار نشد ، وگرنه خدا مي دونست چي ميشد . مرد ايراني 30 ــ شكل گيرى برداشت ما در مورد شهوت و عقل بر اساس محيط زندگى ماست. و به هر حال روزى اين دو با هم تداخل پيدا خواهند كرد . دلتنگي هاي نقاش خيابان چهل و هشتم 31 ــ اين بچه ي كودن �كر مي كنه همين كه تيشه بگيره و سنگارو از رو �كرها بكنه ميشه به همون بالايي و پختگي اون پيرمرد.اون به خودش زحمت حكاكي رو نمي ده �قط مي خواد مثل اون بالايي باشه. اما اون پيرمرد كه با تيشه نقش انديشه رو به جاي سنگهاي درشت حك ميكنه .Full Of Empty 32 ــ �شار از بالا ، چانه زني از پائين . آريا نام 33 ــ مي تراشم مي سازم ، ولي چي ؟ �اصله ها چقدر نزديكند . اژدهاي شكلاتي 34 ــ ال� ) اين كاريكاتور نشان دهنده طريقه آ�رينش انسان است . هم مغز ، و هم .... هر دو از مواد اوليه ! واحدي درست شده اند ولي كار اين كجا و كار آن كجا ؟؟؟ ب ( در عالم برنامه نويسي ميگن ، هيچ برنامه نويسي يك برنامه رو عينا“ شبيه هم نمي نويسند . حتما� در مورد سنگ تراشي هم همين طور است . هر سنگ تراشي يك سنگ رو با توجه به ا�كار خودش ميتراشه . آل�ا 35 ــ ال� ) مغزي كه پايه هاي �كريش از زور چكش شكل گر�ته باشد به جز چند شيار اضا�ه ت�اوت چنداني با ما تحت نخواهد داشت . ب ( در جوامعي استبدادي �كر و حتي ظاهر و اميال و غريزه آدمها با سلاح زور و آنطور كه مستبدين مي خواهند بايد شكل گيرد . ج ( واي به روزي كه بالايي از رو دست پائيني تقلب و كپي كند ( كه در اين تصوير گويا مي كند ) و بالا و پائين يكسان طراحي شود ، يا نيمه بيشتر اين كره را قسمت پائين در بر بگيرد . دريچه 36 ــ از سر مسلمون از.........! خاك 37 ــ خوب هر كسي از ظن خود شد يار من ..... مي شه كه هر كدام از دو ن�ر گاهي از كارشان خسته بشوند و جاشون رو عوض كنند . و يا سنگ رو قل بدن تا اوني كه از بالا همش دولا است كمي رو زمين قرار بگيره راحت بشينه و كسي كه پاش از روي زمين نشستن خسته شده بره بالا ..... �قط يه چيزي اين وسط آزار دهنده است اما انگار واقعي است . �اصله دو قسمت سنگ خيلي به هم نزديكه ... خيلي نزديك . تلخون 38 ــ اين دو سوي متضاد و مكمل وجود ماست عقل و احساس و ظاهرا بدون دخالت يگديگر در پي شكل دادن شخصيت حقيقي ما هستند و يا بودنند و هر دو يكسان و يكي بر ديگري برتري ندارد در اينجا بالا و يا پايين بودن يك امر نسبي مي�باشد يكي بايد بالا باشد تا ديگري پايين تلقي شود . سانسور هرگز 39 ــ ما آدما دنيا رو به كام خود هر طور كه بخواهيم تغيير ميديم . سينا 40 ــ آن ت�كري والا دارد ( همچون ابرمرد ) به هوش و كرداري انساني مي انديشد و به آن متكي است . در عوض آنانكه تمايلي به پيشر�ت و بالا ر�تن ندارند تنها روي ظواهر مادي و مبتذل زندگي تكيه ميكنند . �ضولك 41 ــ مطلوب است يا�تن مو�ق !!!! از سينما ... 42 ــ بيچاره ملتي که هم مغزش را تراش داده اند و هم ........ و نه اختيار عقل و انتخاب خود را داشته باشد و نه اختيار ..... که هر دو راهم برايش تراشيده اند و شايد که �قط هم همين دو را برايش تراشيده باشند. نمي دانم شايد اگر خوب مي تراشند بايد گ�ت :احسنت ط�لک او، ط�لک ما ، ط�لک جهان سوم رضا علي 43 ــ ال� ) زير هر �كري يك چيز ديگريست ب) اگر سنگي باشي هميشه سنگتراش هست . ج) ما از ازل همين رو ميگم كسي گوش نميده ، شما حر�هاي ما رو كشيدين ، البته يكم اخلاقي تر بهتر بود . خدا 44 ــ بالايي بدون پائيني يك چيز يكم داره ( ناقص ) و پائيني هم بدون بالاي خطرناك و عاقبت خوشي ندارد . يه تيكه ابر كوچولو 45 ــ نكته جالب اين كه اون جسمي كه دارن روش كار ميكنن از سنگ و هيچ انعطا�ي ندارد يك چيزي بي شكل كه تجرد و ات�اقات و حوادث باعث ميشن سنگتراش بالايي او نو آبديدش ميكنن تا سنگتراش پائيني خلق بشه و پايه بسازه و اون �اصله رو با هم از بين ببره . مجنون 46 ــ ال� ) قبل از اينكه يك �كر بزرگ باشي لازم است كه يك كون بزرگ باشي ب) غالبا براي مخ�ي كردن احساس واقعي بايد روش �كر بتراشي چ) مغز واقعا پيچ و خم نيست ولي چيز واقعا همونه . دوست عزيز د) مغز همون چيزه �قط پيچيده تر (خودمان) س) خوبيه اين دوتا اينه كه همون چيزي رو درست ميكنن كه از خودشون نشون ميدن.(يكي پشتش به ماست و يك سرش) ع) هميشه آدم كوچولوها واسه گنده ترا تعيين تكلي� ميكنن. با احترام خدا و دوستان خدا يا حق Nitche 47 ــ اگه نظر صن� راننده رو بخوام عرضه كنم كه خوب ميگن اما خيلي راست نيست ما با قسم پائين اين نقاشي معني دار موا�قيم اما اگه نظر مهندس جواتي باشه قسم بالا �قط بايد باشه اگه نظرات ما يعني داش اكبر رو بخواهيد هر دو قسم بالا و پائين باشه به اندازه راستياتش هر كدوم خاليش ا�راطه وت�ريطه حالا بعضيا قي� بالا ميگيزن دنبال پائينيش هستند خود دانند. الحق نقاشي با معنيه خوبم تراش خورده . داش اكبر 48 ــ اين کاريکاتور من را ياد شکل خلقت انسان مي اندازد. خدا اگر مي خواست موجودي �قط معنوي و عاقل خلق کند، �رشته ها را قبلاً خلق کرده بود و نيازي به انسان نبود. اگر مي‌خواست موجودي خلق کند که �قط پيرو انگيزه هاي شهواني و غريزه و در تلاش براي بقا خويش باشد، حيوانات را قبلاً خلق کرده بود. عظمت انسان در جمع اضداد بودن اوست. شهوت و عقل، هردو با هم سرشت انساني را تشکيل مي دهند و هر کدام حذ� شود، اين موجود ديگر انسان نيست... ممکن است خيلي ها تصور کنند که هد� انسان و تکامل انسان در عقل محض شدن اوست، تبديل به يک �رشته شدن... اما اين کاملاً اشتباه است. دکتر علي شريعتي مي گويد: « خدا از آدمهاي قالبي، خشکه مقدس و يک بعدي بدش مي آيد، اگر نه چرا �رشته هاي مطيع و پاکش را که همگي از آغاز خلقت يا در رکوع اند يا در حال سجود، به پاي آدم عصيانگر خطا کار خونريز ا�کند؟ خدا از آن آدمهايي که ضع� و زبوني خود را مي خواهند با خدا پرستي جبران کنند بيزار است. از آنهايي که يک تخته شان کم است و جاي خالي آنرا با مذهب پر مي‌کنند، ن�رت دارد.» جويا 49 ــ مغر ( عقل ) مي تونه پايين و كنترل كنه ، كا�يه روش كار بشه اما از طر�يم هر چي پائين تر مياد دقت اش كمتر ميشه .آسمان آبي 50 ــ ال� ) آدم بزرگ هامثل كوچولوها از بازي لذت مي برند يا به عبارتي كوچولوها مثل آدم بزرگ ها از خلق يك اثر لذت مي برند! ب) كوچولوهه همون كاري را انجام مي ده كه بزرگه،آخه سر انسان چه پوست و چه مخل�ات درونش از سلول تشكيل شده البته با كمي ت�اوت در ساختار �رمولي كه در اينجا ت�اوتي نمي كنه!(ت�اوت در تكنيك و تجربه هنگام خلق يك اثر.) ج) بچه ها �قط موهارو مي كنند (خيلي پيش بروند“پوست�) ولي آدم بزرگ ها پوست كه سهل �مغزت را هم مي تراشند! (راستي شما هم رنگ زرد رو در اين كاريكاتور مي بينيد يا من زرد مي بينم!) nothing 51 ــ آقا! من شاكيم. كي گ�ته �رشته ها عقل دارن ؟ علم با عقل �رق داره (( لا علم لنا الا ما علمتنا)) . اگر �رشته ها هم عقل داشتن ممكن بود از اين كارهاي مردم انجام بدن. آسمان بار امانت نتوانست كشيد قرعه كار بنام من ديوانه زدند يا حق خدا 52 ــ مي تونيم بگيم که يک چيز که �قط يک چيزه مي تونه از نگاه دو ن�ر چقدر مت�اوت باشه. مثل يه آدم که به نظر بعضيها بسيار عاقله و به نظر بعضيها احمق نمي شه هم گ�ت که دو تا آدم مت�اوت مي تونن روي يک چيز که �قط يک چيزه دو تا اثر کاملاً مت�اوت بذارن! صندوقخونه 53 ــ اين دو آدم كه دارن كار مي كنند ، معر� وراثت و محيطي هستند كه آدم رو مي سازه و شكل ميده ، پايين وراثت و بالا هم كه بيشتر با �كر و اينها كار داره محيط ، كه خوب با هم نسبت عكس هم دارن ، جايي كه وراثت قوي ، تاثير محيط كمتره و جائي كه تاثير محيط بيشتر خوب معلوم تاثير وراثت كمت . بي نام 54 ــ ال�) روح شما اغلب ميدان نبردي است که در آن عقل و منطق با شوق و عشق در جنگ و ستيزند.اما چگونه در اينکار تو�يق خواهيم يا�ت مگر آنکه شما خود در اين ميانه صلح آ�رين باشيد و عاشق همة ارکان هستي خويش . ب) خداوند بر سرير عقل نشسته است ؛ خداوند در طو�ان عشق حرکت ميکند . ج) دل هاي شما در سکوت از اسرار روزها و شب ها آگاه است . اوهام 55 ــ �كر نكنيم سكس با عقل در تناقض باشه ، البته اگر �رض را بر اين بزاريم كه عقل به جاي سر آدم ها واقع در سر ك××× آدماست كه بلواقع همين است .خروس 56 ــ اين دو تا که معلوم ميشه سر و ته يک کرباسند ! ... اما اينطور که اينها مي تراشند ، ديگه جايي براي قلب باقي نمي مونه ديوانه تر 57 ــ اين كارتون چگونگي رشد و بلوغ انسان را تعري� مي كند . باسن نشانه سكس است و در اثر رشد به تدريج انسان پخته تر شده و چنان كه سنگتراش نشان مي دهد ، عقل بر عمل و حركات انسان حاكم مي شود . روزنگار 58 ــ مزه كردن يك زيبايي و آشنا زدايي زبان در زن كه طعم گردو مي دهد . مثلث جادويي 59 ــ ال� ) مغز و پشت هر دو از يك ـ از گوشت آدم ـ و از نظر شكل و ظاهر هم شبيه همند ولي مغز كجا و ديگري كجا ب) كار ساده �رد پائيني نشان دهنده سطحي بودن انسانهاي شهوتران است . ياس �ردوس 60 ــ جمع نقيصين در انسان داراي شعور و عقلانيت و قدرت تعديل و كنترل .... سيما جنود 61 ــ چنانچه كاريكاتوريست �قط قسمت مغز انسان رو به نمايش گذاشته بود درك اين كاريكاتور براي من آسانتر بود و منظور كاريكاتوريست را بهتر مي �هميدم . رضا ـ خ 62 ــ 63 ــ